كرمان، دلِ عالم
هر چند كه از روى كريمان خجليم
غم نيست كه پرورده اين آب و گليم
در روى زمين نيست چو كرمان جایى
كرمان دلِ عالم است و ما اهل دليم
منسوب به شاه نعمت الله ولى
وجه تسمیه نام کرمان
نام كرمان در دوره هاى قبل از اسلام “بوتيا” و “كارامانيا” بوده وكرمان رابرخى بافتحه و عده اى باكسره مى خوانند، جمعى عقيده دارند كه كرمان تحريف شده كلمه “كريمان” است آنان كه به فتح ميخوانند مي گويند “كارامانيا” به صورت كرمان در آمده وكسانى كه به كسر ميخوانند منسوب به كرم هفتواد مى دانند، ولى امروز همه باكسر تلفظ مى كنند، اكر “كارمان” رادو كلمه بگيريم “كار” به معنى جنگ و “مان” به مفهوم محل است، روى هم يعنى جايگاه دلاوري و نبرد. تواريخ عرب و يهود كرمان را فرزند “هيتال” يا “هپتال” از نبيره هاى نوح مي دانند و در كتب فارسى از نواده هاى طهمورث. بعضى ديگر “كرمان” و “مكران” را دو برادر مى دانند كه نسبتشان به كيومرت ميرسد، هرودوت از شش نژاد فارسى نام مى برد كه يكى از آنها كرمانيان است، شايد كرمان تبديل شده ی كرمان يا كرمانيان باشد، مركز كرمان را در قديم “گواشير” و “بردشير” ميخواندند. دربارء وجه تسميه اين دو كلمه ميكَويند گواشير در اصل “كوره اردشير” يعنى شهر اردشير بوده به تدريج گواشير شده، شايد گواشير مخفف “گواردشير” باشد يعنى اردشير دلاور و پهلوان، “بردشير” را برخى نردشير نوشته اند كه تصور نمى رود درست باشد، ممكن است بردشير در اصل “وه اردشير” يا “به اردشير” بوده، نامهایى از قبيل نرماشير، گواشير و بردشیر هم منسوب به اردشیر است به مناسبت اینکه کرمان را از هفتواد بگرفت و بارویی بر گرد آن کشید.
براى معنى نام، باز گرديم به سنگ نبشته داريوش. كرمان Karmana نام ناحيه اى است كه از آن چوب (ياك) به كار كاخهاى هخامنشى مى رفت. نوشته هاى يونانى هم آن را Karmania خوانده، مردم كرمان را تيره ای از پارسيان گفته اند. براى همين هم، چون تيره آريايى است، بجاى آن كه نام ناحيه اى راكه به نام اين تيره، كرمان خوانده شده، بومى بيانگاریم، بايد ريشه آن رادر اوستا و سنسكريت بجوييم.
از ريشة كر (Kere به اوستا و Kori به سنسكريت) چندین واژه سنسكريتى در دست است.
كرمن- Karman به معنى كار و كوشش و وظيفه،
كرمن= كرمانا Karmana به معنى كاركن وكوشا،
كرمنيه- Karmaniya به معنى ماهر و استاد،
كرمان بندهو = Karmanbandha به معنى كار بنده يا وظيفه شناس و واژه های ديگر كه از كرمان – Karman
ساخته شده اند كه همه كار و كوشش را مى رسانند.
يك ريشه “كِر” ديگر داريم كه به اوستا Kere و به سنسكريت KRi تلفظ مى شود و به معنى بريدن و كشتن و جنگیدن و واژه ی كارد، بيكار و كارزار از آن است، اما از واژه هايى كه از آن برآمده، هيچكدام به كرمان و كرمن نزديك نيست. كرم- Kram ريشه ديگر است و معنى آن رفتن و راه رفتن است واز اين است كرمن- Karmana به معنى روان و گام زنان و كرمنيه Karmaniya به معنى رفتنى.
با در نظر گرفتن تلفظ كرمان- Karmana و توجه به نامهاى آريايى چون تور
(تندرو) و سكا(توانا)، بايد معنى آن را همان كاركن و كوشا دانست.
اينجا است كه درمى يابيم كه از نوشته “دایره المعارف آنندراج” بوى راستى و درستى برمى آید.
. در آن نوشته: «كريمان پدر نريمان آن شهر را به نام خود بنا نهاده» زيرا به اوستا و سنسكريت معنى نام نخست “كوشا” و معنى دیگر “مردانه” مى شود.
باشد كه از روى كار و كوشش خود، يكى از تيره هاى پارسی نام “کرمان” را گرفت و سرزمينى را آباد كرد و آن رانيز به همان نام خواندند. خداى بزرگ كرمانيان را باز آن نيروى كارو كوشش ارزانى دارد كه اين زمين زرخيز را از آنچه در گذشته درخشان بود، آبادتر گردانند!